روان شناسان دانشگاه بوفالو در ایالت نیویورک و همکارانشان در دانشگاه ارواین کالیفرنیا به طور مشترک به این نتیجه رسیده اند که مهربانی و سخاوت فقط با تربیت پدرو و مادر در افراد ایجاد نمی شود.
پیش از این محققان نشان داده بودند که دو هورمون اوکسیتوسین و واسوپرسین هم در روابط نزدیک افراد و هم در شرایط آزمایشگاهی باعث ایجاد رفتار مثبت اجتماعی یا مهربانی می شود.
این هورمون ها با کنش و واکنشی که با گیرنده های سلولی دارند پیام هایی را به سلول ها می فرستند که رفتار این سلول ها را تحت تاثیر قرار می دهد
حالا این روانشناسان ابتدا نتیجه نظرسنجی سراسری را بررسی کرده اند که در آن افراد نظر خود را درباره انجام وظیفه نسبت به جامعه ، و نگاهشان نسبت به خوبی یا بدی اطرافیان و دنیایی که در آن زندگی می کنند مطرح کرده اند
۷۱۱ نفر از این افراد نمونه آب دهان خود را هم برای آزمایش های دی ان ای ارائه کرده بودند تا محققان بتوانند میزان اکسیتوسین و واسپرسین در ژن های آنها را اندازه گیری کنند.
نتیجه این بوده که وجود این ژن ها در کنار نگاهی مثبت به دنیای اطراف باعث دست و دلبازی افراد می شود.
دکتر میشل پالین استاد روانشانسی دانشگاه بوفالو به خبرنگاران گفته ادعا نمی کند که ژن خوبی را در انسان کشف کرده بلکه ادعای آنها پیدا کردن ژنی است که تا حد زیادی در این نوع رفتار تاثیر می گذارد.
به گفته دکتر پالین درواقع کسانی که دنیای اطراف خود را بی رحم و ترسناک بدانند کمتر به دیگران کمک می کنند مگر اینکه گیرنده های ژنتیکی در بدنشان باشد که با این دو هورمون عجین شده.
درواقع هورمون ها باعث می شود افراد به حس ترس و تهدید از سوی دنیای اطراف خود گله کنند و با خیال راحت به دیگران مهربانی یا کمک کنند.
به گفته این روانشناس اگر یکی از همسایگان شما خوش برخورد و دست و دلباز است و دیگری بیشتر خسیس و خودخواه، ساختار دی ان ای انها می تواند این تفاوت را به راحتی توضیح دهد.
مقایسه هوش معنوي بين بيماران دو قطبي و افراد سالم
فریبا آذرآبادی*- هانیه خلیل آذر*- رامین علیزاده*
پاییز و زمستان 1390
مقدمه: علائم مانيا اغلب به صورت سريع شدن جريان فكر، فشار كلام، تحريك زياد و افزايش حواسپرتي ديده ميشود كه آسيبهاي فراوان جسمي، رواني، اجتماعي، خانوادگي و اقتصادي را به دنبال دارد. همچنين متخصصين براي درمان بيماريهاي رواني و بهداشت روان بر باورها ورفتارهاي معنوي متمركز ميشوند زيرا در پژوهشهاي انجام شده ارتباطات زيادي بين معنويت و بهزيستي روانشناختي و سازگاري وجود دارد .
هدف از پژوهش حاضر بررسي هوش معنوي در بيماران دو قطبي و مقايسه آن با هوش معنوي در افراد عادي ميباشد .
روش: جامعه آماري اين پژوهش بيماران و كاركنان بيمارستان رازي تبريز را شامل ميشدكه تعداد 50 نفر (37 مرد و 13 زن ) بیمار دوقطبي و 50 نفر (18 مرد و 32 زن ) از كاركنان بيمارستان رازي، به روش نمونهگيري در دسترس انتخاب شدند. به منظور گردآوري دادهها از پرسشنامههای هوش معنوي استفاده شد . براي تجزيه و تحليل دادهها روش تي تست مستقل مورد استفاده قرار گرفت.
نتايج: يافتهها نشان داد بين نمرههاي هوش معنوي بيماران دو قطبي و افراد سالم تفاوت معناداري وجود دارد به طوري كه نمره تفكر كلي و بُعد اعتقادي ( از مولفههاي هوش معنوي ) در بيماران دوقطبي بيشتر از افراد عادي بود و همچنين نمره توانايي مقابله با مشكلات (از مولفه هاي هوش معنوي) در بيماران دوقطبي بيشتر از افراد عادي بود و در ساير مولفهها (پرداختن به سجاياي اخلاقي ، خودآگاهي و عشق ) تفاوت معني دار نبود.
نتيجهگيري: هوش معنوي بالا در بيماران دو قطبي به خاطر ويژگيهاي اين بيماران كه داراي انرژي بالا، سخنوري، اعتماد به نفس بالا و تفكر افزايش يافته آنها، قابل توجيه ميباشد و شايد مطالب ذكر شده علت تناقض يافتههاي اين پژوهش با ساير تحقيقات باشد.
*- کارشناس روانشناسی عمومی
روانشناسی مثبت یعنی مطالعة علمیِ عملكرد یک انسان ایدهآل. این، اولین جملهای است كه در ویكیپدیا، مقابل این اصطلاح پیدا میکنید. اما این علم نوظهور واقعا دربارة چه چیزی بحث میكند؟ آنطور كه مارتین سلیگمن، (پدر روانشناسی مثبت) میگوید: این روانشناسی، روانشناسی قرن بیست و یكم است؛ علمی كه به جای توجه به ناتوانیها و ضعفهای بشری، متمرکز شده است روی تواناییهای آدمها؛ تواناییهایی از قبیل شاد زیستن، لذت بردن، قدرت حل مسأله و خوشبینی.




