مصاحبه با دانیل کاهنمن برنده جایزه نوبل اقتصاد در سال 2002
کاربرد روانشناسی در اقتصاد و مدیریت
ترجمه: علی سرزعیم
خرید
چوب بيسبال و توپ آن روی هم 10/1 دلار هزینه داشته است. اگر قیمت چوب
بیسبال يك دلار بیشتر از توپ آن باشد، قیمت توپ چقدر خواهد بود؟ بسیاری
ناخودآگاه میگویند 10 سنت چرا که به سادگی 10/1 را به يك دلار و 10 سنت
تفکیک میکنند. وقتی همین سوال از جمع دانشجویان دانشگاه پرینستون مطرح شد
بیش از نیمی همین جواب غلط را دادند.
 |
دکتر
«کاهنمن» استاد دانشگاه پرینستون و برنده جایزه نوبل اقتصاد در سال 2002
میگوید: «انسانها به سخت فکر کردن عادت ندارند و به اولین جواب شهودی که
به ذهنشان میرسد راضی میشوند». مثال چوب و توپ بیسبال را رها کنید، اما
بدانید که موضوع ناسازگاری و خطاهای تصمیمگیری توسط افراد متخصص و خبره
از جمله موضوعات محوری است که دکتر کاهنمن به آن پرداخته است. تحقیقات
کاهنمن به همراه یار مرحومش دکتر «تورسکی» موجب شد تحولی اساسی در حوزه
اقتصاد و فاینانس ایجاد شود چرا که همواره در عمل دیده میشود رفتار
عاملان اقتصادی با آنچه که فرضیه رفتار عقلایی پیشبینی میکرد منطبق
نیست. آنها از طریق آزمایشهای تجربی نشان دادند که چه اشتباهها،
تناقضها وجهتگیریهایی همواره در تصمیمگیریهای انسانی وجود دارد. شاید
غیرممکن باشد که فردی راستگو و صادق مقالات او را بخواند و شوکه نشود. وی
با سادگی هرچه تمامتر نشان میدهد که چقدر تصمیمگیریهای انسانها در
معرض خطا است و چقدر باید مراقب جهتگیریها بود. امروزه کاربرد تحقیقات
کاهنمن تحولی شگرف در حوزه فاینانس موجب شده و کمک به فهم این موضوع کرده
که چطور عاملان اقتصادی در مورد زمان، پول و منابع خود تصمیمگیری
میکنند. با هم گفت وگويي با كاهنمن درخصوص وجود ناسازگاري در
تصميمگيريها را ميخوانيم.